خانه - معصومین علیهم السلام - حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیه - حمایت جانانه حضرت زهرا از امام خویش

حمایت جانانه حضرت زهرا از امام خویش

حضرت زهرا(س) بیشترین دفاع را از امامت شخص امیر مؤمنان علی(ع) به عنوان امام زمان خویش و به عنوان خلیفه بلافصل پیامبراکرم(ص) و سنگ زیرین و بنیادین امامت داشته است که این دفاع ها را می توان در چند بخش بیان نمود:

یکم: تثبیت و تبیین امامت علی(ع)

حضرت فاطمه(س) در کنار تبیین جایگاه رفیع امامت، مصداق واقعی و حقیقی امامان را نیز بیان فرموده و با نام و نشان، امامت آنان را اثبات نموده است که در ادامه به مواردی اشاره می شود:

 دوازده امام(ع) در صحیفه فاطمه(س)

مطالب صحیفه حضرت زهرا(س) جزء اسرار الهی بوده فقط در اختیار اهل بیت پیامبر(ص) قرار داشت. اما برخی اصحاب همچون جابربن عبداللّه انصاری با اجازه حضرت فاطمه(س) از برخی مطالب کلی و یا موردی آن تا حدودی اطلاع پیدا کرده بود.

جابر نقل می کند: «خدمت حضرت زهرا(س) رسیدم و صحیفه ای نورانی دیدم. پرسیدم: این چه کتابی است؟

فرمود: «هَذَا اللَّوحُ أَهدَاهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الَی رَسُولِهِ فِیه اِسمُ أبِی وَ اسمُ بَعلِی وَاسمُ ابنَیَّ وَ أَسمَاءُ الأَوصِیاءِ مِن وُلدِی فَأَعطَانِیهِ أَبِی لِیَسُرَّنِی بِذلِک؛این لوح و کتاب را خداوند به پیامبرش(ص) اهدا کرد که در آن نام پدرم و شوهرم و اسم دو پسرم و اسامی جانشینان پیامبر(ص) از فرزندان من می باشد. رسول خدا(ص) آن را به من عطا فرمود تا به وسیله آن خوشحالم کند.»

جابر گفت: دوازده نامی که در این کتاب است، چه کسانی می باشند؟

فرمود: «هذه أسماء الأوصیاء أوّلهم ابن عمّی و أحد عشر من ولدی آخرهم القائم؛اینها نامهای جانشینان پیامبرند. اول آنها پسر عمویم(علی) و یازده نفر دیگر از نسل من هستند که آخرین آنها قائم (آل محمد(ص)) است.»

جابر می گوید: درست دقت کردم دیدم نام محمد در سه جا و نام علی در چهار مورد ثبت شده است.»

در روایت دیگر آمده که: «فیها أسماء الأئمّه من ولدی؛ در این صحیفه اسامی امامان از فرزندان من می باشد.»

در روایت سومی، حضرت زهرا(س) می فرماید: از رسول خدا(ص) شنیدم که فرمود: «عَلِیٌّ خَیرُ مَن أُخَلِّفُهُ فِیکُم وَ هُو الاِمامُ وَ الخَلِیفَهُ بَعدِی وَ سِبطایَ وَ تِسعَهٌ مِن صُلب الحُسَینِ أَئِمَّهٌ أبرَار لَئِنِ اتَّبَعتُمُوهُم وَجَدتُمُوهُم هادِین مَهدِیِّینَ وَ لَئِن خَالَفتُمُوهُم لَیَکُونُ الاختِلافُ فِیکُم اِلَی یَوم القِیامَه؛ علی بهترین کسی است که او را جانشین خود در میان شما قرار می دهم. علی(ع) امام و خلیفه بعد از من است و دو فرزندم (حسن و حسین(علیهما السلام)) و نه نفر از فرزندان حسین(ع) پیشوایان و امامان پاک و نیک اند که اگر از آنها پیروی کنید، آنان را هدایتگر و هدایت شده می یابید و اگر آنان را مخالفت کنید، تا روز قیامت (بلای تفرقه و) اختلاف در میان شما حاکم خواهد شد.»

 

 تبیین امامت برخی امامان

حضرت زهرا(س) علاوه بر اینکه به صورت کلی دفاع از امامت دوازده امام نموده و امامت آنها را تبیین کرده است، گاه به صورت موردی و بخاطر اقتضای زمان، امامت برخی از آنها را بیشتر و به صورت خاص مورد تأکید قرار داده است.

از جمله درباره علی(ع) که امام زمانش بوده و مسئله امامت او جنبه زیربنایی داشته، مطلب را بیشتر تأکید فرموده است که به نمونه هایی اشاره می شود:

آن حضرت فرمود: «انسیتم قول رسول اللّه یوم غدیر خمّ من کنت مولاه فعلیّ مولاه و قوله(ص) انت منّی بمنزله هارون من موسی؛ آیا فراموش کردید سخنان رسول خدا(ص) را در روز غدیرخم (که فرمود): هر که من مولا و رهبر او می باشم، علی(ع) مولای اوست؟ و این سخنش (که فرمود):(یا علی!) موقعیت تو نسبت به من، همانند موقعیت هارون به موسی است.»

حضرت زهرا(س) در برابر یکی از نادانان مدینه که خفّاش صفت در برابر آفتاب وجود امام علی(ع)، زبان به سرزنش گشوده بود، فرمود: «و هو الامام الرّبّانی و الهیکل النّورانی قطب الاقطاب و سلاله الاطیاب النّاطق بالصّواب نقطه دائره الامامه و أبو بنیه الحسن و الحسین الّذین هما ریحانتی رسول اللّه سیّدی شباب اهل الجنّه؛ او (علی) امام ربانی و الهی، و هیکلی نورانی، مرکز توجه همه عارفان (و خداپرستان) و فرزندی از خاندان پاکان، گوینده به حق و روا، مرکز و نقطه دایره امامت و پدر حسن و حسین، دو دسته گل پیامبر(ص) و دو سرور و بزرگ جوانان اهل بهشت است.»

 

دوم: بیان فضایل و سابقه پر افتخار علی(ع)

نوع دیگر دفاع آن حضرت از شخص علی(ع) این بود که در موارد لازم سابقه طولانی و فضایل بی شمار او را گوشزد می کرد.

گفتنی است که بیان فضایل یک فرد آن گاه مؤثر می افتد که خود گوینده به آن معتقد باشد. بسیارند کسانی که فضایل علی(ع) را به زبان آوردند، ولی در عمل و رفتار خود به آن اقرار و پایبندی نداشته اند، ولی حضرت زهرا(س) با تمام وجودش معتقد و معترف به فضایل علی(ع) بوده است.

روزی پیامبراکرم(ص) در یک جلسه خانوادگی به ارزشهای علی(ع) اشاره فرمود و شدّت محبت و ارادت قلبی خود را نسبت به علی(ع) برای دخترش فاطمه(س) اظهار کرد.

فاطمه(ع) گفت: «و الّذی اصطفاک و اجتباک و هداک و هدی بک الامّه لازلت مقرّهً له ما عشت؛ سوگند به خدایی که تو را (به رسالت) برگزید و انتخاب کرد و تو را هدایت نمود و به وسیله تو امت را نیز هدایت کرد! همواره من به (ارزشها و فضایل) او معترف(و معتقد) بوده ام.

اما در بیان فضایل علی(ع) نیز حضرت زهرا(ع) از زبان پیامبراکرم(ص) نقل نموده که فرمود: «علیٌّ خیر من أخلّفه فیکم؛ علی(ع) بهترین کسی است که او را در میان شما جانشین قرار دادم.»

در بخشی از خطبه معروف خود در مسجد مدینه درباره سابقه درخشان علی(ع) فرمود: «کلّما أوقدوا ناراً للحرب أطفأها اللّه، أو نجم قرنٌ للشّیطان و فغرت فاغرهٌ من المشرکین قذف أخاه فی لهواتها فلا ینکفی حتّی یطأصماخها باصمخه و یخمد لهبها بسیفه مکدوداً فی ذات اللّه، و مجتهداً فی أمر اللّه، قریباً من رسول اللّه سیّد أولیاء اللّه مشمّراً ناصحاً، مجدّاً کادحاً لاتأخذه فی اللّه لومه لائمٍ و أنتم فی رفاهیهٍ من العیش؛(پس از بعثت رسول خدا(ص)) هرگاه مشرکین آتش جنگ بر افروختند، خدا آن را خاموش کرد و هرگاه شیطان سربرداشت یا مشرکی از مشرکین ندا داد یا یورش آورد، رسول خدا(ص) برادرش(علی(ع)) را در کام سختیها و شعله ها می انداخت. و علی(ع) بر جای ننشست تا بر سر و مغز مخالفان کوبید و با شمشیر، مشکلات و تهاجمات را از سر راه(اسلام) برداشت. او (علی(ع)) رنجها را برای خدا تحمّل نمود و در تحقق امر الهی تلاش کرد. یار نزدیک رسول خدا(ص) و بزرگ و سرور دوستان خدا بود.

(همواره) دامن همّت به کمر زده، نصیحتگر، تلاشگر و کوشا بود. در راه خدا از سرزنش سرزنش کننده ای بیم به خود راه نداد، در حالی که شما (مردم) در رفاه و آسایش زندگی آرمیده بودید.»

سوم: تبیین غصب خلافت علی(ع)

در روزگاری که دیگران به شدّت بر اوضاع مسلّط بودند و اجازه مخالفت و نفس کشیدن به کسی نمی دادند، حضرت زهرا(س) با تمام قدرت به دفاع از حق غصب شده و پامال شده علی(ع) برخاست و صریحاً فریاد کشید که خلافت از علی(ع) غصب شده است.

– از حضرت صادق(ع) نقل شده است که حضرت فاطمه(س) بعد از پیامبر(ص) این گونه از دست امّت بی تفاوت شکوه نمود: اللّهُمَّ إلَیکَ نَشکُو فَقدَ نَبِیِّکَ…وَ مَنعَهُم إیَّانَا حَقَّنَا الَّذِی جَعَلتَهُ لَنَا فِی کِتابِکَ المُنزَلِ عَلَی نَبِیِّکَ المُرسَل؛ خدایا! به سوی تو شکایت می کنیم به خاطر اندوه از دست دادن پیامبرت… و اینکه ما را از حقّمان باز داشتند، همان حقّی که در کتاب نازل شده بر پیامبرت، برای ما قرار دادی.»

ناله های حضرت به گونه ای بود که در مدینه منتشر می شد و غاصبان به شدّت از آن به خشم می آمدند و مانع گریه های آن حضرت می شدند.

– از حضرت زهرا(س) در حالی که در احد بر مزار حضرت حمزه(ع) عزاداری می کرد، پرسیدند: چرا مردم بر ضد شما و علی(ع) هجوم آوردند و حق مسلّم شما را غصب کردند؟

حضرت فاطمه(س) در پاسخ فرمود: «لکنّها أحقادٌ بدریّهٌ و تراتٌ احدیّهٌ کانت علیها قلوب النّفاق مکتمنهٌ لامکان الوشاه فلمّا استَهدف الأمر أرسلت علینا شآبیب الآثار؛ این همه کینه توزیها از (جنگ) بدر و انتقام جوییها از (جنگ) احد است که در دلهای منافقان پنهان بود. پس زمانی که به هدفشان از امر (حکومت) رسیدند، تمام کینه ها و حسادتها را بر ما فرو ریختند.»

– ام سلمه می گوید: خدمت حضرت زهرا(س) رسیدم و پرسیدم: ای دختر رسول خدا! شب را چگونه صبح کردی؟ حالت چگونه است؟

فرمود: «أصبحت بین کمدٍ و کربٍ فقد النّبی و ظلم الوصیّ هتک و اللّه حجابه من أصبحت إمامته مقتضبه علی غیر ما شرع اللّه فی التّنزیل و سنّها النّبیّ فی التّأویل؛ صبح کردم در میان حزن شدید و اندوه عظیم، در حالی که پیامبر(ص) از دست رفته و وصیّ او مظلوم واقع شده است. سوگند به خدا! حشمت و عظمت آن کس دریده و نابود شد که بر خلاف حکم خدا در قرآن و سنّت و سفارش پیامبر(ص) در تأویل و تفسیر قرآن، حق امامت او را غصب کردند و به دیگران سپردند.»

– آن گاه که تصمیم گرفتند به خانه ولایت هجوم برند، حضرت زهرا(س) کنار در ورودی منزل خطاب به مردم کوچه و بازار فرمود: «لا عهد لی بقومٍ حضروا اسوء محضراً منکم…لم تستأمِرونا و لم تردُّوا لنا حقّا کانّکم لم تعلموا ما قال یوم غدیر خمّ؛ من ملّتی را مثل شما نمی شناسم که این گونه بد برخورد باشند… از ما فرمان نخواستند و حق (مسلّم) ما را باز نگرداندید. گویا از آنچه رسول خدا(ص) در روز غدیر خم فرمود آگاهی ندارید؟».

و در ادامه فرمود: «و اللّه لقد عقدله (علی(ع)) یومئذٍ الولاء لیقطع منکم بذالک منها الرّجاء و لکنّکم قطعتم الاسباب بینکم و بین نبیّکم…؛ در آن روز ولایت(و رهبری) را برای او (علی(ع)) منعقد کرد (و از مردم بیعت گرفت) تا امید شما(فرصت طلبان) به خلافت قطع گردد ولکن شما رشته های پیوند(معنوی) میان خود و نبی خود را قطع کردید.»

در این سخنان، حضرت به صورت علنی و در جمع مردم و با حضور دیگران صراحتاً از زیر پا گذاشتن حق علی(ع) سخن به میان آورده است.

– حضرت فاطمه(س) تا آخرین لحظه برای دفاع از علی(ع) پای فشرد و لذا در بخشی از وصیّت نامه آن حضرت می خوانیم:

«لاتصلّ علیّ أمّهٌ نقضت عهد اللّه و عهد أبی رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله فی أمیر المؤمنین علیّ علیه السلام، و ظلمونی حقّی…أُذَکّرهم باللّه و برسوله ألّا تظلمونا و لا تغصبونا حقّنا الّذی جعله اللّه لنا، فیجیبونا لیلاً و یقعدون عن نصرتنا نهاراً؛ امّتی که عهد و پیمان خدا و پدرم رسول خدا(ص) را درباره (ولایت) امیرمؤمنان علی(ع) شکستند و نسبت به حق من ظلم کردند، بر پیکر من نماز نگزارند… و آنهایی که نسبت به خدا و رسولش تذکّر و هشدار می دادم که در مورد ما (اهل بیت) ظلم روا مدارید! و حق مسلّمی را که خدا برای ما قرار داده است، غصب نکنید! در تاریکی شب جواب مساعد می دادند(که شما را یاری می کنیم) و در روز روشن دست از یاری ما بر می داشتند،(نیز) حق ندارند بر من نماز گزارند.»

راستی که این عمل بانو ماندگارترین سندی است بر علیه غاصبان و زیباترین حرکتی است در افشاگری و بروز چهره منافقان.

چهارم. گریه بر مظلومیّت علی(ع)

گفتنی است حضرت زهرا(س) پیش از رحلت پیامبراکرم(ص) از مصائب علی(ع) و مظلومیت او سخت نگران بود و زمانی که پیامبراکرم(ص) از انبوه مصائب و مشکلات علی(ع) پس از خود خبر داد فرمود:إنّ زوجک یلاقی بعدی کذا و کذا؛ همسرت بعد از من چنین و چنان (مصائب و مشکلات) را ملاقات می کند.»

حضرت زهرا(س) با یک دنیا نگرانی عرض کرد: «یا رسول اللّه ألا تدعو اللّه أن یصرف ذلک عنه؛ ای رسول خدا! آیا از خداوند نمی خواهی که این مشکلات را از علی(ع) دور کند؟»

فرمود: «چرا، امّا چاره ای جز این نیست، زیرا انسانها آزادند و از نعمت اختیار و آزادی سوء استفاده می کنند.»

و در هنگامی که مصائب علی(ع) شروع شد و خلافت او غصب گردید، یکی از شیوه های دفاعی حضرت فاطمه(س) گریه بر مظلومیت علی(ع) بود. آن حضرت بعد از رحلت پیامبر(ص) گریه می کرد و می فرمود: «…من لعلیّ أخیک و ناصرالدّین؛ کیست (یاور) برای علی(ع) آن یاری کننده دینت.»

در واپسین روزهای زندگی نیز به شدت گریه می کرد که علی(ع) از راز آن پرسید، و او پاسخ داد: «أبکی لما تلقی بعدی؛ به خاطر آنچه پس از من به تو خواهد رسید، گریه می کنم.»

پنجم. سرزنش مردم

فاطمه زهرا(س) در بخشی از سخنان خود در جمع زنان مهاجر و انصار فرمود: «فقبحاً لفلول الحدّ و قرع الصّفاه؛ چه زشت است کندی شمشیرها و سستی و بازیچه بودن مردانتان!.»

و ادامه داد: «ویحهم أنّی زعزعوها عن رواسی الرّساله و قواعد النّبوّه و الدّلاله و مهبط الرّوح الأمین…؛ وای بر آنان! چرا خلافت را از مرکز رسالت و پایه های نبوت و راهنما و مهبط وحی جبرئیل(ع) بیرون بردند!»

«و ما الّذی نقموا من أبی الحسن نقموا منه و اللّه نکیر سیفه…؛ چه باعث شد که (با علی(ع) کینه توزی کردند و) از ابی الحسن انتقام گرفتند؟(آری) به خدا! انتقام گرفتند به خاطر سوزش تیغ او (و پایداری او).»

و در بخشی از خطبه معروف خود در مسجد خطاب به انصار فرمود: «یا معاشر الفتیه و أعضاد الملّه، و أنصار الاسلام، ما هذه الغمیزه فی حقّی، و السّنه عن ظلامتی، اما کان رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله أبی یقول المرء یحفظ فی ولده…؛ ای گروه نقبا و جوانمردان(مؤمن)! ای بازوان ملّت و یاران اسلام! این غفلت و سستی چیست که در حق من روا می دارید و چرا در برابر دادخواهی من سهل انگارید؟ آیا پدرم رسول خدا(ص) همیشه نمی فرمود: «حرمت مرد(بزرگ) در فرزندانش حفظ شود. با چه سرعتی دچار اعمال ناپسند شدید! و چقدر زود آب از دهان و دماغ بز لاغر فرو ریخت!(یعنی دچار غفلت شدید).»

«و لکم طاقهٌ بما أحاول، و قوّهٌ علی ما أطلب و أزاول؛ در حالی که شما (انصار) توان گرفتن(حق من را) دارید و نیروی کافی(برای حمایت) آنچه من مطالبه می کنم و از آن کنار زده شده ام، دارید.»

و در خطبه چهارم که در نکوهش پیمان شکنان و سستی و بی تفاوتی مردم ایراد نمود، می فرماید: «معاشر النّاس المسرعه الی قیل الباطل، المضیه علی الفعل القبیح الخاسر أفلا یتدبّرون القرآن أم علی قلوبٍ أقفالها؛ ای مردمی که به سوی سخن باطل شتابانید و اعمال زشت زیانکارانه (غاصبان) را نادیده می گیرید! آیا در قرآن تدبّر نمی کنند یا بر دلهایشان قفل زده شده است؟»

در ادامه فرمود: «نه، بلکه اعمال بد شماست که پرده بر دلهایتان کشیده و گوشها و چشمهای شما را گرفته است و چه بد تأویل(از دین کردید) و چه بد نظریه و رأی دادید و چه بد گناهی را مرتکب شدید! و حتماً سرانجامش را گران و سخت خواهید یافت در آن روزی که پرده از کار شما برداشته شود و کیفری که در انتظار شماست و عذابی که خدا آماده کرده و شما گمان آن را ندارید، نمایان خواهد شد «و در آن روز است که اهل باطل دچار خسران می گردد.»

ششم. دفاع هنگام بردن امام برای بیعت

در آن زمان تلخ و غم آلود که علی(ع) را با زور و با وضع زننده به طرف مسجد می بردند، فاطمه(س) به میان جمعیّت آمد و بین امام و آنها قرار گرفت و فرمود: «و اللّه لاادعکم تجرّون ابن عمّی ظلماً؛به خدا قسم! نمی گذارم پسر عمویم را ظالمانه (برای بیعت) ببرید.»

«ویلکم ما اسرع ماخنتم اللّه و رسوله فینا اهل البیت و قداوصاکم رسول اللّه(ص) باتّباعنا و مودّتنا و التّمسّک بنا فقال اللّه تعالی قل لااسئلکم علیه اجراً الّا المودّه فی القربی : وای بر شما! چه زود به خدا و رسولش درباره ما اهل بیت خیانت کردید! و حال آنکه رسول خدا(ص) به پیروی و دوستی ما(اهل بیت) تمسّک به ما (در امور زندگی) سفارش نمود. پس خداوند بلند مرتبه فرمود: بگو پاداشی بر رسالت از شما نمی خواهم، جز دوستی بستگانم را.»

هفتم. دفاع در مسجد

آن گاه که علی(ع) را مظلومانه به مسجد بردند، تا به اجبار از او بیعت بگیرند فریاد زهرا(س) با تن مجروح بلند شد: «خلّوا عن ابن عمّی فو الّذی بعث محمّداً بالحق لئن لم تخلّوا عنه لأنشرنّ شعری و لأضعنّ قمیص رسول اللّه(ص) علی رأسی و لأصرخنّ الی اللّه تبارک و تعالی؛ رها کنید پسر عموم را! قسم به آن خدایی که محمد(ص) را به حق برانگیخت! اگر از علی(ع) دست برندارید، گیسوان خود را پریشان کرده و پیراهن رسول خدا(ص) را بر سر افکنده، به نزد خدای تبارک و تعالی فریاد بر می آورم.»

سپس اضافه فرمود: «یقین بدانید که ناقه صالح در نزد خدا از من گرامی تر و بچّه آن ناقه نیز از فرزندان من قدر و قیمتش زیادتر نبود.»

آن گاه حضرت فاطمه(س) همراه حسنین(علیهم السلام) برای نفرین به سوی قبر رسول خدا(ص) حرکت کرد. علی(ع) به سلمان فرمود: «سلمان! فاطمه را دریاب! گویی دو طرف مدینه را می نگرم که به لرزه افتاده. سوگند به خدا! اگر فاطمه(س)…نفرین و ناله سر دهد، دیگر مهلتی برای مردم مدینه باقی نمی ماند و زمین همه آنها را درکام مرگبار خود فرو می برد.»

سلمان خود را رساند و از فاطمه(س) خواست که نفرین نکند.

حضرت فرمود: «یا سلمان یریدون قتل علیّ ما علیّ صبرٌ؛ای سلمان! آنها قصد جان علی(ع) را دارند و من(در قتل علی(ع)) نمی توانم صبر کنم.»

سلمان عرض کرد: امام علی(ع) مرا فرستاده که به شما بگویم: به خانه برگردید و نفرین نکنید.

وقتی حضرت متوجه پیام امام خویش شد، فرمود: «اذا أرجع وأصبر و أسمع له و أطیع؛ حال(که امامم دستور داده) بر می گردم و صبر می کنم و سخن او را می پذیرم و از او اطاعت می کنم.»

این گونه دفاع، زیباترین دفاع است، چرا که با اطاعت صددر صد و محض امامش همراه است. آن گاه که علی(ع) سالم از دست مهاجمان آزاد شد. زهرا(س) تا نگاهش به امام و شوهرش افتاد، گفت: «روحی لروحک الفداء و نفسی لنفسک الوقاء یا اباالحسن ان کنت فی خیرٍ کنت معک و ان کنت فی شرّ کنت معک؛جانم فدای جان تو و روح و جان من سپر بلای جان تو! ای اباالحسن همواره با تو خواهم بود اگر تو در خیر و نیکی باشی با تو هستم و اگر در سختی (و بلا) باشی (باز هم) با تو خواهم بود.»

راستی که باید گفت: جانانه ترین و زیباترین دفاع را فاطمه(س) از امامت و امام خویش کرد تا آنجا که جان خویش را سخاوتمندانه فدا نمود و تا آخرین لحظه دست از دفاع از امام خود بر نداشت.

 

منبع: سایت حوزه

 

همچنین ببینید

زندگینامه حضرت زهرا سلام الله علیها

فاطمه (علیها السلام) در نزد مسلمانان برترین و والامقام ترین بانوی جهان در تمام قرون …

پاسخ دهید